اولياء الله آملى
113
تاريخ رويان ( فارسى )
نظر بنشستى و يك روز به احكام مظالم و يك روز به تدبير ملك و اقطاعات و روز آدينه به عرض محبوسان و قضاياى اهل جرايم ، و البته حوالت به هيچكس نكردى ، و اهل علم و بيوتات را احترام نمودى و از هيچ اهل هنر و فضل خراج نستدى « 1 » و در عهد او علماى وقت آسوده بودند . « 2 » تا بعد از مدتى ، ابو الحسين ناصر بر داعى متغير شد و پيش ابو القاسم فرستاد به گيلان تا با لشكر گران بيامد و به مصلاى آمل هردو برادر يكى شده ، با داعى جنگ كردند . داعى بگريخت و ناصران در آمل بنشستند و بر مردم ظلمها كردند . فى الجمله در آخر رجب « 3 » سنهء احدى عشر و ثلاثمائه ، ابو الحسين ناصر وفات يافت و در ذى القعدهء « 4 » سنهء اثنى عشر و ثلاث مأيه ، ابو القاسم ناصر درگذشت . مردم ديگرباره بر ابو على محمد بن الحسين احمد « 5 » بيعت كردند . و از سادات هيچكس را اين مردى و جلادت نبوده كه ابو على ناصر را بود . ابو على ناصر حاكم شد . ما كان بن كاكى - امير گيلان - زنپدر « 6 » ابو القاسم جعفر بود . دخترزادهء خود - اسماعيل بن ابو القاسم - را برگرفت و به آمل آمد و ابو على ناصر را گرفته ، با گرگان فرستاد و كلاه ملك بر سر اسماعيل نهاد . ابو على در گرگان پيش ابو الحسين بن كاكى « 7 » بود ، برادر ماكان . تا شبى ابو على ناصر و ابو الحسين بن كاكى ، در مجلس لهو و شرب نشسته بودند . ابو على ناصر ، عربده كرد و كارد بر ابو الحسين بن كاكى زد و شكم بشكافت . مردم به دو پيوستند
--> ( 1 ) - مطالب بالا با اختلافاتى در ص 223 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين آمده است . ( 2 ) - مطالب بالا با شرح بيشترى در ص 284 تاريخ طبرستان ج 1 نيز آمده است . ( 3 ) - بيست و نهم رجب . ( 4 ) - روز سهشنبهء دوم ذى القعده . ( 5 ) - ابو على الناصر محمد بن احمد بن الحسن ( تاريخ طبرستان ج 1 ص 286 ) . ( 6 ) - زنپدر تركيبى گيلكى و به معنى پدرزن است . ( 7 ) - ابو الحسن ( ابن الاثير وقايع سال 315 ) .